# رنج های ورتر جوان

- **نویسنده:** یوهان ولفاگانگ گوته
- **مترجم:** آرش هوشنگی فر
- **ناشر:** آذرمیدخت
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۰
- **تعداد صفحه:** ۱۲۷

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> آیا به‌راستی ضرورت حکم می‌کند که مایهٔ شادمانی آدمی، همزمان سرچشمهٔ بدبختی او هم باشد؟

> خودکشی را به هیچ چیزی جز ضعف نمی‌توان تعبیر کرد. برای آن‌که بدیهی‌ست مردن آسان‌تر از پایداری و تحمل یک زندگی رنج‌بار است.

> خمیرمایهٔ ما طوری است که همه‌چیز را با خود و خودمان را با همه‌چیز مقایسه می‌کنیم، ازاین‌رو خوشبختی یا بدبختی‌مان بستگی به چیزهایی دارد که معیار مقایسه قرارشان می‌دهیم.

> آرامش روح احساس معرکه‌ای‌ست، و خشنودی از خود هم. دوست عزیز، فقط کاش که این گوهر، با این ظرافت و نفیسی‌اش، چنین شکستنی نمی‌بود.

> اساسآ آدم‌هایی خوشبخت‌ترند که بچه‌وار فارغ از غم فردا زندگی می‌کنند.

---
منبع: [رنج های ورتر جوان در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/manual:19cf20de-1f9f-475d-8ea6-2857590de91d)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/manual:19cf20de-1f9f-475d-8ea6-2857590de91d/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/manual:19cf20de-1f9f-475d-8ea6-2857590de91d/quotes