ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی مهرداد صدقی
واقعن داستان آبنباتها جالب و خوندنیه.انقدری که دارم با سرعت هرچه تمام تر میخونمش تا ببینم سرنوشت شخصیت های قصه چی میشه
همه ما مِگیم اگه توی کربلا بودیم،نمی ذاشتیم عاشورا اتفاق بیفته،ولی خا همه اش حرفه، هر روز جلوی چشم همه صد تا علی اصغر قربانی مِشن و کک هیشکی یم نِمگزه...