کتاب «تنهایی پرهیاهو» نوشتهی بوهومیل هرابال، نشر ثالث، ۱۲۰ صفحه است. در ابریشمک ۵ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۲ نفر به آن امتیاز دادهاند — میانگین ۹٫۵ از ۱۰.
«✔️سی و پنج سال است که مداوم دکمه سبز و قرمز دستگاه پرس هیدرولیکم را می فشارم و همزمان سی و پنج سال است که مداوم نوشیدنی می خورم، نه این که از آن لذت ببرم، نه، از آدم های مِی خواره نفرت دارم، می نوشم تا بهتر فکر کنم، تا به قلب آن چه می خوانم بروم، چون برای سرگرمی یا تلف کردن وقت یا خوابیدن، مطالعه نمی کنم.»
— به انتخاب آزیتا۵
۲
«✔️در سکوتِ شبانه، سکوتِ مطلق شبانه، وقتی که حواس انسان آرام گرفته است، روحی جاودان، به زبانی بی نام با انسان از چیزهایی، از اندیشه هایی سخن می گوید که می فهمی ولی نمی توانی وصف کنی...»
— به انتخاب آزیتا۴
۲
«✔️باز هم خودم را فشرده تر کردم، همانندِ یک چاقوی جیبی که بسته می شود. ص ۱۰۴»
— به انتخاب آزیتا۴
۲
«✔️من وقتی چیزی را می خوانم، در واقع نمی خوانم. جمله ای زیبا را به دهان می اندازم و مثل آب نبات می مکم، یا مثل لیکوری می نوشم، تا آن که اندیشه، مثل الکل، در وجود من حل شود، تا در دلم نفوذ کند و در رگ هایم جاری شود و به ریشه هر گلبول خونی برسد.»
— به انتخاب آزیتا۴
۳
«✔️من نیز، همیشه سرشار از هوش و سر زندگی بودم. تا این که رئیسم بطور مرتب مرا خنگ نامید و اوضاع تغییر کرد. ص ۹۶»
کتابِ فلسفی و غمگینی بود. کسی که در خانواده و جامعه درک و حمایت نمیشه، تحقیرم میشه و نادیده گرفته میشه. در آخر باعثِ خود کم بینی، تنهایی، افسردگی و... میشه.
اما افرادِ نالایقِ دیگری، توسطِ افرادِ نالایق تری... که هیچ علم، هنر، ارزش و لیاقتی ندارن، بیهوده پرستش میشن.