یک کتاب کوتاه و نمادین دربارهی تغییر و نحوهی واکنش ما به تغییرات زندگی است.
داستان دربارهی چهار شخصیت است که در یک هزارتو دنبال پنیر میگردند. 🧀 در این داستان، پنیر نماد چیزهایی است که در زندگی میخواهیم؛ مثل پول، شغل، رابطه، موفقیت، آرامش یا امنیت. «وقتی پنیر جابهجا شد، بهجای اینکه فقط بپرسی چرا جابهجا شد، بلند شو و دنبال پنیر جدید بگرد»
سرفصلها
- —بخش اول پیش گفتار و کمک هایی که ذهنیت این کتاب در زندگی مردم ایجاد کرده (ازجمله ادمای موفق ک با استفاده از این کتاب مرحله ای از چالشای زندگی رو گذروندن
- —بخش دوم داستان اصلی
- —بخش سوم ، درمورد جمعی از دوستانی که واکنش های مختلفی نسبت به خوندن این کتاب داشتند و ی جور مثاله و نشون دهنده نحوه ی استفاده از ذهنیت این کتاب برای زندگی فعلیه
به درد چه کسی میخورد
مثلاً اگر کسی: * شغلش را از دست داده، * رابطهاش تغییر کرده، * در یک مرحلهی جدید زندگی قرار گرفته، * یا از تغییرات آینده میترسد، این کتاب میتواند برایش جالب و کاربردی باشد.