از پوچی، افسردگی، شکست و تنهایی مینویسد، اما آنقدر باهوش و طنزآمیز که حتی وسط تاریکترین لحظهها هم مجبورت میکند بخندی و به زندگی از زاویهای عجیب نگاه کنی.
چه مینویسد؟ دربارهی آدمهای معمولیِ گرفتار در مشکلات غیرمعمول؛ مرگ، شکست، عشق، خانواده، افسردگی، معنای زندگی و تلاش برای اینکه بفهمیم اصلاً چرا داریم زندگی میکنیم. چه لحنی دارد؟ طنزآمیز، تلخ، طعنهآمیز و گاهی دیوانهوار؛ انگار یک آدم بسیار بدبین نشسته و باهوشانه دربارهی بدبختیهای زندگی حرف میزند و ناگهان چیزی میگوید که خندهات میگیرد. خواندنش سخت است یا روان؟ از نظر زبان معمولاً روان و خوشخوان است، اما از نظر فکری همیشه ساده نیست؛ مخصوصاً چون زیاد وارد فکر و ذهن شخصیتها میشود و بعضی جملهها و شوخیهایش لایهدارند. چه چیزی از او میماند؟ بهنظرم مهمترین چیزی که از تولتز میماند این است که میشود دربارهی پوچی و بدبختیهای زندگی حرف زد، بدون اینکه تماماً تسلیم تاریکی شد؛ گاهی خندیدن به همین بیمعنایی، خودش نوعی مقاومت است.
از کجا شروع کنم
- ۱.جزء از کل: بهترین شروع؛ هم طنز سیاهش را دارد، هم فلسفه و خانواده و پوچی، و تقریباً تمام دنیای تولتز را معرفی میکند.
- ۲.ریگ روان: بعد از جزء از کل؛ کوتاهتر و متمرکزتر است و بیشتر روی اضطراب، مرگ، شکست و معنای زندگی میچرخد، اما برای آشنایی اول بهاندازهی کتاب اول نمایندهی تولتز نیست.
- ۳.موسیقی برای قورباغهها: اگر بخواهی بیشتر در فضای فکری و طنز تلخ او بمانی؛ برای شروع پیشنهادش نمیکنم چون اثر شناختهشدهتر و تعیینکنندهترش نیست.
به درد چه کسی میخورد
آری، اگر: از طنز سیاه، پوچی و نگاه فلسفی به زندگی لذت میبری. شخصیتهای عجیب، شکستخورده و پر از تناقض برایت جذاباند. دوست داری وسط یک داستان جدی، ناگهان با یک جملهی خندهدار یا تلخ غافلگیر شوی. از رمانهای بلند و پرحرف نمیترسی و با پرسهزدن ذهن شخصیتها مشکلی نداری.