نویسندهایست که از رنج آدمهای معمولی مینویسد و در دل سختترین قصهها، انسانیت و امید را پیدا میکند.
جان استاینبک از آن نویسندههاییست که قصهی آدمهای معمولی را طوری روایت میکند که دیگر نمیتوانی بهسادگی از کنارشان بگذری. او در آثارش به فقر، بیعدالتی، تنهایی، خانواده، مهاجرت و مبارزهی انسان برای بقا و داشتن یک زندگی بهتر میپردازد و معمولاً طرف آدمهایی میایستد که در حاشیهی جامعه قرار گرفتهاند. نثر استاینبک ساده و روان است، اما داستانهایش از نظر انسانی و اجتماعی عمق زیادی دارند. از مهمترین آثارش میتوان به خوشههای خشم، موشها و آدمها، شرق بهشت و مروارید اشاره کرد. او در سال ۱۹۶۲ برندهی جایزه نوبل ادبیات شد. به نظرم استاینبک نویسندهایست که اگر با داستانهای واقعگرا و شخصیتهای عمیق ارتباط بگیری، خیلی راحت میتواند تو را با خودش همراه کند؛ چون پشت هر داستانش، حرفی دربارهی انسان و جامعه دارد.
از کجا شروع کنم
- ۱.موشها و آدمها — شروع عالی است؛ کوتاه، روان و بسیار انسانی. با جهان فکری استاین بک و موضوعاتی مثل فقر، دوستی و رؤیا آشنا میشوی.
- ۲.مروارید — کوتاه و نمادین؛ دربارهی فقر، طمع و آرزوی داشتن زندگی بهتر. بعد از کتاب اول، نگاه اجتماعی استاینبک را بهتر میبینی.
- ۳.خوشههای خشم — مهمترین اثرش و انتخاب اصلی برای شناخت استاینبک. مفصلتر و سنگینتر است و دربارهی فقر، مهاجرت، بیعدالتی و مبارزه برای بقاست.
- ۴.شرق بهشت — رمانی گستردهتر و خانوادگیتر دربارهی عشق، گناه، انتخاب و کشمکش میان خیر و شر
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای واقعی و انسانی دوست داره؛ داستانهایی دربارهی فقر، تنهایی، خانواده و آدمهایی که برای زندگی بهتر تلاش میکنن.
نوشتهیمهدا