«بیشعوری» طنزی است که ادای کتابِ خودیاری را درمیآورد و وسطِ خنده، آدمهای دور و برت (و خودت) را نشانت میدهد.
خاویر کرمنت با یک کتاب در ایران مشهور شد و آن کتاب اصلاً آن چیزی نیست که از جلدش به نظر میآید. «بیشعوری» ظاهرِ یک کتابِ روانشناسیِ عامهپسند دارد (تشخیص، مراحل، درمان) و همین قالب را دست میاندازد: بیشعوری را مثلِ یک بیماری با علائم و انواع و «گروهِ حمایت» توصیف میکند و از این جدیتِ ساختگی طنز میسازد.
مزهی کتاب در فارسی به ترجمهاش بستگی دارد. ترجمهی محمود فرجامی همان است که کتاب را در ایران سرِ زبانها انداخت؛ او خودش طنزنویس است و معادلسازیهایش (از خودِ واژهی «بیشعور» به این سو) نصفِ کارِ کتاب است. ترجمههای دیگر خنثیترند و خیلیها میگویند بیمزه.
کتابی است برای یک نشستِ دو ساعته و بعد یک هفته که همهجا بیشعور میبینی. عمقِ فلسفی از آن نخواه؛ همان طنزِ تیزش کافی است تا چیزی دربارهی رفتارِ روزمرهی آدمها یادت بماند.
از کجا شروع کنم
- ۱.«بیشعوری» با ترجمهی محمود فرجامی: کتابِ دیگری لازم نیست.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که طنزِ اجتماعیِ تیز میخواهد و از کتابِ کوتاه لذت میبرد. اگر انتظارِ روانشناسیِ واقعی داری، این کتاب دستت میاندازد، و همین کارش است.
نوشتهیابریشمک