باخ دربارهی پرواز مینویسد و هر بار منظورش زندگی است؛ «جاناتان» تمثیلِ کوچکی است که بزرگ میماند.
«جاناتان مرغ دریایی» کتابی است که در یک ساعت تمام میشود و بسیاری آن را بارها خواندهاند: مرغِ دریاییای که نمیخواهد فقط برای غذا پرواز کند، از گروه رانده میشود، و یاد میگیرد پرواز چیزی بیش از حرکت است. تمثیل روشن است (شاید زیادی روشن) و همین روشنی راز محبوبیتش است: هر کسی در هر سنی چیزی از خودش را در آن پیدا میکند.
باخ خلبان بود و این در همهی کتابهایش پیداست؛ توصیفهای پرواز دقیق و فنیاند، و از همان دقت، معنا بیرون میآید. نثرش ساده و کوتاهجمله است، با لحنی که به شعر و به موعظه نزدیک میشود، و برای بعضی خوانندهها همین موعظه زیادی است. «پندار» رمانِ بلندترش است، با یک منجیِ ناخواسته که هواپیمای کهنه دارد، و همان ایدهها را با شوخطبعیِ بیشتر میگوید.
اگر تمثیلهای معنویِ ساده را دوست داری، باخ مالِ توست. اگر نه، «جاناتان» را فقط برای این بخوان که بدانی بقیه از چه حرف میزنند؛ یک ساعت است.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «جاناتان مرغ دریایی»، یک ساعت؛ هیچ بهانهای برای نخواندنش نیست.
- ۲.بعد: «پندار»؛ اگر لحنِ جاناتان را پسندیدی و میخواهی همان را در یک رمانِ کامل بخوانی.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که تمثیلِ کوتاه و امیدوار میخواهد یا کتابی برای هدیه به یک نوجوان. اگر از ادبیاتِ معنویِ پیامدار زدهای، همان یک ساعت هم زیاد است.
نوشتهیابریشمک