هالیس با زبانِ یک دوستِ پرحرف به زنها میگوید دروغهایی که به خودشان میگویند را کنار بگذارند، و میلیونها نفر شنیدهاند.
«دختر، صورتت را بشور» کتابی است که در فارسی با چند عنوانِ متفاوت آمده و همه یک کتاباند: هر فصل با یک «دروغ» شروع میشود که نویسنده خودش زمانی باور داشته («من به اندازهی کافی خوب نیستم»، «فردا شروع میکنم») و بعد با خاطرهای از زندگیِ خودش و یک تلنگر تمام میشود. هالیس بلاگر و سخنران است و کتاب هم مثلِ یک سخنرانیِ خوب خوانده میشود: سریع، پرانرژی، با شوخی و اعتراف.
قوتش همان صمیمیت است؛ خیلی از خوانندهها میگویند حس میکنند یک دوست با آنها حرف میزند. ضعفش هم از همان جا میآید: منتقدها میگویند نسخههایش برای زنی نوشته شده که مشکلاتش شبیهِ نویسنده است (سالم، شاغل، با پشتوانه) و برای بقیه چیزی ندارد جز «بیشتر تلاش کن». «دختر، دست از عذرخواهی بردار» همان لحن را با تمرکز بر کار و هدف ادامه میدهد.
کتابی است برای خواندن در یک آخرِ هفته و گرفتنِ یکی دو تلنگر، نه برای نگهداشتن در قفسه.
از کجا شروع کنم
- ۱.«دختر، صورتت را بشور» (با عنوانهای متفاوت در ترجمهها): اگر یکی میخوانی، همین.
به درد چه کسی میخورد
برای زنی که کتابِ خودیاریِ پرانرژی و صمیمی میخواهد و از لحنِ دوستانهی آمریکایی خوشش میآید. اگر با «همهچیز دستِ خودت است» مشکل داری یا نسخهی روشمند میخواهی، این کتاب برایت سبک است.
نوشتهیابریشمک