دانشور رمانِ فارسی را از چشمِ یک زن نوشت، در دورهای که این کار تازه بود، و با «سووشون» چیزی ساخت که هنوز کهنه نشده.
«سووشون» برای بسیاری از ما اولین رمانِ جدیِ فارسی است که تا آخر خواندهایم، و بختِ خوبی است: شیرازِ سالهای اشغال، خانوادهای که بینِ غرور و مصلحت گیر کرده، و زری که راویِ همهی اینهاست بی آنکه قهرمانِ کلاسیک باشد. دانشور تاریخ را از توی خانه روایت میکند (از آشپزخانه و اتاقِ بچهها) و همین کارِ او را از رمانهای سیاسیِ همدورهاش جدا میکند.
نثرش تمیز و بیتکلف است، با ریزهکاریِ آدابِ زندگیِ شیرازی که خودش خوب میشناخت. توصیف زیاد ندارد ولی هر توصیفش دقیق است. آدمهایش خاکستریاند؛ یوسف قهرمان است و در همان حال لجباز و بیاحتیاط، و دانشور از او بت نمیسازد. رمانهای بعدیاش («جزیرهی سرگردانی» و دنبالهاش) پیچیدهتر و کمتر منسجماند و بیشتر برای کسی که «سووشون» را دوست داشته و میخواهد بقیهی راهِ نویسنده را ببیند.
داستانهای کوتاهش، بهخصوص «به کی سلام کنم»، برای کسی که حجمِ رمان را نمیخواهد، همان صدا را در اندازهی کوچک دارند.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «سووشون»، بی هیچ شکی؛ رمانی که خوانندهی تازهکار و قدیمی هر دو با آن راضی برمیگردند.
- ۲.بعد: «به کی سلام کنم»؛ داستانهای کوتاه، برای شناختنِ نثرش در اندازهی کوچک.
- ۳.آخر: «جزیرهی سرگردانی»؛ فقط اگر خوانندهی وفادارش شدهای.
به درد چه کسی میخورد
برای هر کسی که میخواهد رمانِ فارسی را با یک کتابِ محکم و خوشخوان شروع کند. اگر از رمانِ تاریخیای که تاریخش را از زندگیِ خانگی میگوید خوشت نمیآید، شاید کند به نظر بیاید.
نوشتهیابریشمک