چوبک فقر و کثافت و شهوتِ حاشیهی جنوب را با نثری نوشت که در فارسی پیش از او نبود؛ خام، تند، و بیرحم.
چوبک را کنارِ هدایت و علوی از بنیانگذارانِ داستانِ مدرنِ فارسی میدانند و از آن سه، او خشنترین است. داستانهای کوتاهش («خیمهشببازی»، «انتری که لوطیاش مرده بود») آدمهای تهِ جامعه را (گدا، فاحشه، معتاد، حیوانِ زخمی) با نگاهی ناتورالیستی روایت میکنند که هیچچیز را پاک نمیکند و هیچکس را قضاوت نمیکند. زبانش پر از واژههای گفتاریِ جنوب و کوچه است و همین آن را زنده و گاه دشوار میکند.
«تنگسیر» رمانِ محبوبش است: زارمحمد، مردی که مالش را خوردهاند و تصمیم میگیرد خودش حقش را بگیرد، در بوشهرِ صد سالِ پیش. رمانی است تند و حماسی و در یک نشست خوانده میشود، و شناختهشدهترین دروازه به چوبک است. «سنگ صبور» چیزِ دیگری است؛ رمانی چندصدایی و تجربی، تیره و پرِ کثافت، که بسیاری بهترین کارِ او و بسیاری تحملناپذیر میدانند.
چوبک برای خوانندهای است که ادبیاتِ ایران را فقط با رمانهای تمیزِ اجتماعی نمیخواهد و میخواهد ببیند فارسی چقدر میتواند خشن باشد.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «تنگسیر»، کوتاه و پرحرکت؛ چوبکِ خوشخوان.
- ۲.بعد: «انتری که لوطیاش مرده بود»، داستانهای کوتاه؛ چوبکِ ناتورالیست.
- ۳.بعدتر: «سنگ صبور»؛ فقط اگر آمادهی تجربهی سخت هستی.
به درد چه کسی میخورد
برای خوانندهی جدیِ داستانِ فارسی که از خشونت و زبانِ خشن نمیرمد. اگر ادبیاتِ پاکیزه با آدمهای شریف میخواهی، چوبک تو را پس میزند.
نوشتهیابریشمک