رحیمی از پرفروشترین رماننویسهای عامهپسندِ ایران بود؛ کتابهایش را در یک نشست میخوانند و دستبهدست میکنند.
فهیمه رحیمی در دهههای شصت و هفتاد یکی از پرخوانندهترین نویسندههای ایران بود، در ژانری که منتقدها جدی نمیگرفتند و خوانندهها میبلعیدند: رمانِ عاشقانهی خانوادگی. الگویشان آشناست؛ دختری در موقعیتی سخت، عشقی که با اختلافِ طبقه یا سوءتفاهم گره میخورد، خانوادهای که سرِ راه است، و پایانی که تکلیفِ همه را روشن میکند.
نثرش ساده و گفتاری است و کارش گرهانداختن و بازکردن؛ فصلها کوتاهاند و کتاب نمیگذارد زمینش بگذاری. اگر دنبالِ نثرِ ادبی یا شخصیتِ چندلایهای، اینجا پیدا نمیکنی و نویسنده هم چنین قصدی نداشته. آنچه واقعاً میدهد سرگرمیِ بیوقفه است و تصویری از خانواده و شهرِ ایرانیِ همان سالها که امروز خودش خواندنی شده.
بیشترِ عنوانهایش را «چکاوک» چاپ میکند و در کتابفروشیهای دستِ دوم فراواناند؛ جلدها و قیمتها هم مالِ همان بازارند.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «پنجره»؛ از شناختهشدهترینهایش و نمونهی تمامعیارِ کارش.
- ۲.بعد: «بازگشت به خوشبختی» یا «تاوان عشق»؛ اگر الگویش را پسندیدی، بقیه هم هماناند.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که رمانِ عاشقانهی فارسیِ سرراست و پرکشش میخواهد، یا برای برگشتن به کتابهای نوجوانیِ دههی هفتاد. اگر معیارت نثرِ ادبی و پایانِ باز است، اینها برایت سادهاند.
نوشتهیابریشمک