منسون کتابِ خودیاری مینویسد که ادای کتابِ خودیاری را درمیآورد، و آخرش همان نصیحتهای قدیمی را با فحش میگوید.
«هنر ظریف بیخیالی» عنوانی دارد که خودش برنامهی کتاب است: منسون به بازارِ کتابهای «مثبتاندیشی» حمله میکند و میگوید مسئله این نیست که به همهچیز اهمیت ندهی، مسئله این است که به چه چیزی اهمیت بدهی. حرفش تازه نیست (رواقیها هزار سالِ پیش گفتهاند) ولی زبانش تازه است: عامیانه، پر از مثالهای شخصیِ خندهدار، و بیرحم نسبت به خودِ خواننده.
نقطهی قوتش همین صداقتِ زبان است و نقطهی ضعفش هم همان: بعضی خوانندهها بعد از دو فصل میگویند شوخی تمام شد و بقیه تکرار است. حق دارند؛ کتاب را میشد نصف کرد. ولی همان دو فصل برای بسیاری همان تلنگری بوده که کتابهای آرام و مؤدب نمیزنند.
«همهچیز به فنا رفته» دربارهی امید است و فلسفیتر و پراکندهتر؛ برای کسی که کتابِ اول را دوست داشته، وگرنه از همان اولی شروع کن. عنوانهای فارسیاش از ترجمه به ترجمه فرق دارد، پس با اسمِ اصلی بگرد.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «هنر ظریف بیخیالی» (با عنوانهای متفاوت در ترجمههای مختلف)؛ کتابِ اصلی و بهترینش.
- ۲.بعد: «همهچیز به فنا رفته»؛ فقط اگر لحنش را دوست داشتی.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که از کتابهای خودیاریِ مؤدب خسته شده و زبانِ رک را ترجیح میدهد. اگر واژههای زشت در متن اذیتت میکند یا دنبالِ روانشناسیِ روشمند هستی، این کتاب برایت نیست.
نوشتهیابریشمک