صالحی حاجیآبادی طنزِ نوجوان مینویسد؛ مجموعهی «اکبر کاراته» شوخیهای کوتاه و پشتِهم برای همان سنی است که از کتابِ جدی فراری است.
اینجا با طنزِ نوجوان طرفی، و طنزِ نوجوان کارِ سختی است: باید بخنداند بی آنکه ادای بزرگترها را دربیاورد. مجموعهی «اکبر کاراته» («و آقایون کچل»، «و بچهننهها»، «و خرش»، «و فسقلیهای شکمو») روی همین یک شخصیت سوار است و هر جلد ماجراهای کوتاهِ او را دنبال میکند.
قالبش عمداً سبک است: فصلهای کوتاه، دیالوگِ زیاد، زبانِ کوچه، و شوخیهایی که از موقعیت درمیآیند نه از جوکِ آماده. برای بچهای که با کتابِ قطور قهر است، همین سبکی نقطهی قوت است؛ کتاب را تمام میکند و سراغِ جلدِ بعد میرود، و همین عادتِ خواندن است. «خواستگار ذلیلمرده» مجموعهی طنزِ دیگری از اوست در همان لحن.
ناشرهایش کوچکاند و کتابها ارزان و سبک، ساختهشده برای دستبهدست شدن در مدرسه.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: هر جلدی از «اکبر کاراته» که دمِ دست بود؛ ترتیبشان مهم نیست.
- ۲.بعد: «خواستگار ذلیلمرده»؛ همان طنز، در قالبِ مجموعهداستان.
به درد چه کسی میخورد
برای نوجوانی که از کتابخواندن فراری است و باید با خنده شروع کند. اگر دنبالِ ادبیاتِ کودکِ جدی و لایهدار هستی، اینها سرگرمیاند، نه بیشتر.
نوشتهیابریشمک