«مصطفی مستور برای من نویسندهایست که از سادهترین اتفاقهای زندگی، سؤالهایی میسازد که تا مدتها گوشهای از ذهن آدم میمانند.»
مصطفی مستور از آن نویسندههاییست که دربارهی آدمهای معمولی و سؤالهای غیرمعمول زندگی مینویسد. در داستانهایش خبری از اتفاقات عجیب و قهرمانهای دستنیافتنی نیست؛ بیشتر با آدمهایی روبهرو میشویم که مثل خودمان عاشق میشوند، شک میکنند، شکست میخورند و دنبال معنایی برای زندگی میگردند. نثر مستور ساده و روان است، اما پشت این سادگی معمولاً پرسشهایی دربارهی عشق، تنهایی، ایمان، مرگ و معنای زندگی پنهان شده. شاید جذابیت نوشتههای مستور برای من همین باشد که هنگام خواندنشان، احساس نمیکنم دارم دربارهی آدمهای غریبه میخوانم؛ انگار بخشی از تردیدها و دغدغههای خودم را در شخصیتهایش پیدا میکنم.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «روی ماه خداوند را ببوس» چون هم از شناختهشدهترین آثارشه، هم خیلی خوب فضای فکری مستور رو نشون میده: عشق، شک، ایمان، مرگ و معنای زندگی. نثرش هم نسبتاً ساده و روانه و برای شروع، درگیرکنندهتر از بعضی آثار دیگهشه
- ۲.دوم:استخوان خوک و دستهای جذامی → اگر فضای اجتماعیتر و چندشخصیتی دوست داری.
- ۳.سوم: من گنجشک نیستم → اگر داستان متفاوتتر و تلختری میخوای
به درد چه کسی میخورد
اگر اهل کتابهایی هستی که بعد از تمام شدنشان، هنوز چندتا سؤال و فکر در سرت میچرخد، احتمالاً با مستور ارتباط خوبی میگیری
نوشتهیمهدا