ثامنی در همان سنتِ رمانِ عاشقانهی فارسی مینویسد: قصهی سرراست، احساسِ رو، و کتابی که در دو شب تمام میشود.
نسرین ثامنی از نویسندههای رمانِ عامهپسندِ فارسی است؛ همان قفسهای که فهیمه رحیمی و همنسلانش ساختند و چند دهه خوانندهی وفادار داشت. عنوانهایش خودشان لحن را لو میدهند («اسیر غم»، «بازی سرنوشت»، «غروب آرزو»، «گلی در شورهزار») و محتوا هم همان را تحویل میدهد: سرنوشت و عشق و صبر، در قابِ خانوادهی ایرانی.
نثرش ساده و بیآرایش است و بارِ کتاب روی حادثه و احساس میرود، نه روی زبان. شخصیتها معمولاً از همان فصلِ اول معلوماند و لذتِ خواندن در دنبالکردنِ گره است، نه در غافلگیری. این ژانر قواعدِ خودش را دارد و ثامنی به آنها وفادار است.
کتابهایش را ناشرهای مختلفی درآوردهاند و بیشترشان امروز در کتابفروشیهای دستِ دوم پیدا میشوند تا در ویترینِ نو.
از کجا شروع کنم
- ۱.«غروب آرزو» یا «بازی سرنوشت»: از هر کدام شروع کنی، لحن و الگو یکی است؛ اگر گرفتت، بقیه هم میگیرند.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که رمانِ عاشقانهی فارسیِ کلاسیک و بیپیچیدگی میخواهد. اگر دنبالِ ادبیاتِ جدی یا روایتِ نو هستی، این قفسه مالِ تو نیست.
نوشتهیابریشمک