تجدد زندگیِ مولانا و شمس را رمان کرد، با پژوهشِ کسی که متنها را میشناسد و قلمِ کسی که قصه بلد است.
نهال تجدد به فرانسه مینویسد و دربارهی ایران، و بختِ خوانندهی فارسی این است که کتابهایش با مترجمهای خوب برگشتهاند. «عارف جانسوخته» زندگیِ مولاناست از تولد تا مرگ، به روایتِ حسامالدین چلبی، مریدِ او؛ رمان است ولی روی منابع ایستاده، و تجدد (که پژوهشگرِ متونِ کهن است) چیزی نمینویسد که سند نداشته باشد. نتیجه کتابی است که هم خوانندهی عمومی با آن مولانا را میشناسد و هم آدمِ اهلِ فن جا نمیخورد.
«ملک گرسنه» همان کار را با شمس تبریزی میکند، در قالبی تقویمگونه و پراکندهتر که به خودِ شمس شبیهتر است. نثرِ تجدد در ترجمه ساده و روان است و از زبانِ آراستهی معمولِ کتابهای عرفانی دور؛ همین او را از انبوهِ کتابهای «مولانا برای همه» جدا میکند.
اگر با مولانا از راهِ رمانهای پرفروش آشنا شدهای و میخواهی یک قدم به تاریخِ واقعی نزدیکتر شوی، تجدد همان قدم است.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «عارف جانسوخته»؛ زندگیِ مولانا، از اول تا آخر، خوشخوان و مستند.
- ۲.بعد: «ملک گرسنه»، شمس؛ پراکندهتر، برای کسی که کتابِ اول را دوست داشته.
به درد چه کسی میخورد
برای کسی که مولانا و شمس را از ورای رمانهای پرفروش میخواهد بشناسد و به منبع اهمیت میدهد. اگر دنبالِ عرفانِ کاربردی و نقلِ قولهای انگیزشی هستی، این کتابها آن را نمیدهند.
نوشتهیابریشمک