ورن پیش از هر کس آینده را داستان کرد (زیردریایی، سفر به ماه، دورِ دنیا) و همان داستانها هنوز بچهها را کتابخوان میکنند.
ژول ورن برای بسیاری از ما اولین نویسندهای بود که با او یک رمانِ کامل خواندیم، و این تصادفی نیست: کتابهایش ماجرا دارند، مقصد دارند، و از اول میدانی قهرمانها کجا میخواهند برسند؛ مرکزِ زمین، تهِ دریا، دورِ دنیا در هشتاد روز. تعلیقِ ورن تعلیقِ سفر است، نه راز، و برای خوانندهی نوجوان همین کافی است.
آنچه او را از ماجرانویسهای دیگر جدا میکند، علم است: ورن دربارهی هر چیزی که مینوشت خوانده بود و فصلهایی از کتابهایش درسِ جغرافیا و زیستشناسیاند. برای خوانندهی امروزی این فصلها گاهی کندند و بسیاری از ترجمههای فارسی همینها را کوتاه کردهاند؛ نسخههای کامل طولانیترند و برای بزرگسالی که میخواهد ورنِ واقعی را بخواند، بهترند.
«بیست هزار فرسنگ زیر دریا» کاپیتان نمو را دارد که یکی از اولین ضدقهرمانهای ادبیاتِ عامهپسند است و کتاب را برای بزرگسال هم خواندنی میکند. «جزیرهی اسرارآمیز» رمانِ بلندِ رابینسونواری است که خیلیها بهترین کارش میدانند.
از کجا شروع کنم
- ۱.اول: «دور دنیا در هشتاد روز»، سریعترین و شادترین؛ برای بچهها یا برای شروع.
- ۲.بعد: «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، با کاپیتان نمو؛ نسخهی کامل.
- ۳.بعدتر: «جزیرهی اسرارآمیز»، بلند و کامل؛ برای خوانندهی وفادار.
به درد چه کسی میخورد
برای نوجوانها و برای بزرگسالی که میخواهد ماجرای پاکِ کلاسیک بخواند. اگر فصلهای توصیفیِ علمی حوصلهات را سر میبَرد، ترجمهی خلاصه بردار و بدان که چیزی از دست دادهای.
نوشتهیابریشمک