
بینِ دو کتاب: بعد از ورقِ آخر چه میشود؟
❦ ۴ صفحه ❦
۱۸۸ کتابی را که در شهریور تمام شد دنبال کردیم. بیشترِ خوانندهها همان روز کتابِ بعدی را باز کردند؛ ولی اگر تو فاصله میخواهی، راهش هست.
تیمِ ابریشمک۴ صفحهپروانه
زیرِ نوشتهی قبلی، «کم، ولی هر روز»، دو نفر حرفی زدند که به دلمان نشست. یکی نوشت بینِ هر کتاب تا کتابِ بعدی دستکم یک هفته تا ده روز فاصله لازم دارد، و کاش زنجیره این را بفهمد. دیگری هم گفت فاصلهی بیشتر بینِ دو کتاب خوب است.
حرفِ آشنایی است. کتابی که تمام میشود یکباره از ذهن بیرون نمیرود. شخصیتهایش چند روز همراهِ آدم میمانند، و باز کردنِ کتابِ تازه گاهی حسِ بیوفایی دارد. خواستیم ببینیم در ابریشمک، بعد از ورقِ آخر، واقعاً چه اتفاقی میافتد.
از ۶ تا ۲۹ شهریور، ۹۲ نفر روی هم ۱۸۸ کتاب را تمام کردهاند؛ کتابهایی که پیش از مُهرِ «خواندهام» ردِ خواندن داشتند. این نوشته دربارهی روزهای پیش و پسِ همین ۱۸۸ کتاب است.
روزِ آخر، دوی آخر
اولین چیزی که دیدیم ربطی به فاصله نداشت. روزی که کتاب تمام میشود، پرکارترین روز است. در سه روزِ پیش از آن، خوانندهها بهطورِ میانگین روزی حدودِ ۵۸ صفحه خواندهاند. روزِ آخر این عدد به ۹۳ میرسد، یعنی بیش از یکونیم برابر.

آدم وقتی تهِ کتاب را میبیند، دیگر زمینش نمیگذارد. صفحههای آخر را یکنفس میخواند، حتی اگر دیروقت باشد. و روزهای بعد؟ برخلافِ انتظارمان افتی در کار نیست. در سه روزِ بعد از تمامکردن هم میانگین حدودِ ۶۰ صفحه است، تقریباً همانقدر که پیش از آن.
کتابِ بعدی، همان شب
از این ۱۸۸ کتاب، ۶۵ تا وقتی تمام شدند که خوانندهشان کتابِ دیگری هم در دست داشت. آنها فاصلهای نداشتند که بخواهند پرش کنند؛ فردا همان کتابِ دوم را ادامه دادند. پس ۱۲۳ کتابِ دیگر را جدا کردیم، کتابهایی که تنها کتابِ در دستِ خواننده بودند، و پرسیدیم کتابِ بعدی کی شروع شد.
تا اینجا خواندی؟
۱ نفر این نوشته را تا آخر خواندهاند و مُهر زدهاند. با ورود، تو هم مُهر بزن و ببین بقیه زیرِ کدام بندها خط کشیدهاند.
ورود و مُهرِ «خواندم»
نظرت دربارهی این نوشته
با نویسنده و بقیهی خوانندهها حرف بزن.
مژده
مقاله جالبی بود، من اگر کتابی برای خوندن داشته باشم و ذوق خوندنش رو، بلافاصله شروعش میکنم ولی اگر چیزی نداشته باشم فکر کنم یکی دو روز طول میکشه تا کتاب مورد علاقه ام برای خوندن رو پیدا کنم و تو این فاصله به کتابی که تموم کردم فکر میکنم