از ۳۳۸ نفری که امروز در ابریشمک کتابی در دست دارند، ۲۱۱ نفر کتابی را میخوانند که کسِ دیگری هم همین حالا میخواندش. با هم خواندن چه فایدهای دارد، دادهی ما کجا تأییدش میکند، و کجا عددِ وسوسهانگیزی را باور نکردیم.
تیمِ ابریشمک۵ صفحهپروانه
کتاب خواندن معمولاً کارِ تنهایی است. کتاب را باز میکنی، گوشهای مینشینی و تا وقتی تمام نشده، با هیچکس دربارهاش حرف نمیزنی. ولی وقتی ببینی همین حالا چند نفرِ دیگر هم همان کتاب را دستشان گرفتهاند، خواندن شکلِ دیگری پیدا میکند.
در ابریشمک این اتفاق بیشتر از آن چیزی است که فکر میکردیم. امروز ۳۳۸ نفر کتابی را روی قفسهی «در حالِ خواندن» دارند، و ۲۱۱ نفرشان، یعنی از هر پنج نفر سه نفر، کتابی را میخوانند که دستکم یک نفرِ دیگر هم همین حالا دارد میخواندش.
کتابهایی که امروز بیشترین خوانندهی همزمان را دارند، ۱۰ مهر ۱۴۰۵
این نوشته دربارهی همین است: کتابخوانیِ گروهی چه فایدهای دارد، دادهی ابریشمک کجا تأییدش میکند، و کجا عددی دیدیم که وسوسهانگیز بود ولی باورش نکردیم.
کتابخوانیِ گروهی یعنی چه؟
کتابخوانیِ گروهی یعنی چند نفر یک کتاب را در یک بازهی مشخص بخوانند و دربارهاش با هم حرف بزنند. لازم نیست در یک اتاق باشند یا همزمان ورق بزنند. کافی است بدانند دیگرانی هم در همان مسیرند، و جایی باشد که بشود گفت «این جمله را دیدی؟»
این کار شکلهای مختلفی دارد: چند دوست که هر هفته چند فصل میخوانند و آخرِ هفته دورِ هم مینشینند، یک گروهِ تلگرامی، یا یک جمعِ آنلاین که هر کس سرعتِ خودش را دارد ولی حرفها یکجا جمع میشود.
۲
فایدهی اول: کسی هست که با او حرف بزنی
بیشترِ ما کتابِ خوبی را تمام کردهایم و دلمان خواسته با کسی دربارهاش حرف بزنیم: «تو هم از آخرش جا خوردی؟» یا «چرا آن تصمیم را گرفت؟» در کتابخوانیِ تنها این حرفها جایی برای رفتن ندارند.
❦
تا اینجا خواندی؟
۱ نفر این نوشته را تا آخر خواندهاند و مُهر زدهاند. با ورود، تو هم مُهر بزن و ببین بقیه زیرِ کدام بندها خط کشیدهاند.
کتاب خوندن گروهی واقعا خوبه. حتی به نظرم بیشتر باعث میشه که سعی کنی زنجیره تو نشکنی و هر روز با گروه بخونی.
در ابریشمک این گفتوگو زیرِ برگکها اتفاق میافتد، یعنی زیرِ جملههایی که خوانندهها از کتاب برمیدارند و با بقیه قسمت میکنند. در ۳۰ روزِ گذشته ۶۳ نفر ۵۴۱ نظر زیرِ برگکها نوشتهاند و ۵۴ نفر ۲۰۹ نظر زیرِ نقدِ کتابها. ۱۸۰ تا از این نظرها جواب به نظرِ کسِ دیگری بودهاند، یعنی گفتوگو، نه فقط یک جملهی تنها.
فایدهی دوم: کتاب را از چشمِ دیگری میبینی
هر کس از یک کتاب چیزِ دیگری برمیدارد. وقتی تنها میخوانی، فقط برداشتِ خودت را داری. در جمع، میبینی دیگری روی جملهای ایستاده که تو از رویش رد شده بودی.
نمونهاش را در بهترین جملههای «تکههایی از یک کل منسجم» نوشتیم: ۲۰ خواننده ۱۱۹ جملهی مختلف از همان یک کتاب برداشته بودند. فقط نُه جمله را دو یا سه نفر جدا از هم انتخاب کرده بودند؛ بقیه را هر کدام یک نفر دیده بود. یعنی هر خواننده تقریباً کتابِ خودش را خوانده بود، و کنارِ هم گذاشتنِ اینها کتاب را بزرگتر از آن نشان میداد که هر کدام بهتنهایی دیده بودند.
فایدهی سوم: یک قرارِ مشترک
خواندنِ تنها را راحت میشود به فردا انداخت. وقتی با چند نفر قرار گذاشتهای، کمی سختتر است. این همان چیزی است که بیشترِ مقالهها دربارهی کتابخوانیِ گروهی میگویند، و ما خواستیم ببینیم در عمل چقدر درست است.
۳
از ۱ مهر چالشِ «۱۰ روز ۱۰ صفحهای» در ابریشمک راه افتاد: هر روز دستکم ده صفحه، ده روز. ۸۵ نفر عضوش شدند. از ۳۳ نفری که دستکم ده روز از عضویتشان گذشته، در ده روزِ پیش از پیوستن ۷۸٪ِ روزها چیزی خوانده بودند و در ده روزِ بعدش ۸۳٪.
سهمِ روزهای خواندن، ده روز پیش و ده روز پس از پیوستن به چالش
این عدد کوچک است، و همینطور باید باشد. کسانی که به چالش پیوستند از قبل هم خوانندههای منظمی بودند؛ چالش از صفر شروعشان نکرد، فقط کمی هلشان داد. اگر کسی بگوید «با هم خواندن آدم را دو برابر منظم میکند»، احتمالاً عددش را درست نخوانده است.
عددی که باورش نکردیم
اول این مقایسه را دیدیم: میانِ کسانی که ۳۰ تا ۱۲۰ روز پیش به ابریشمک آمدهاند، آنهایی که همراهِ کسی شدهاند در میانه ۲۸ روز خواندن ثبت کردهاند و آنهایی که همراهِ کسی نشدهاند ۳ روز. تقریباً ده برابر.
ولی این عدد بیشتر از هر چیز میگوید چه کسانی همراه میشوند: کسی که از روزِ اول پرکار است، دیگران را هم پیدا میکند. وقتی فقط تازهواردهایی را کنارِ هم گذاشتیم که هفتهی اولشان کتاب خوانده بودند، فاصله خیلی کوچک شد: از کسانی که در همان هفته همراهِ کسی شدند ۶۹٪ هفتهی پنجم هنوز میخواندند، و از بقیه ۶۴٪. این دو گروه کوچکاند (۳۲ و ۱۱ نفر)، پس از این عدد هم بیشتر از «کمی بهتر» برداشت نمیکنیم.
۴
نتیجهی ما این است: کتابخوانیِ گروهی کسی را کتابخوان نمیکند. ولی کسی را که شروع کرده، راحتتر نگه میدارد، و خواندن را از کاری که فقط در سرِ خودت اتفاق میافتد به چیزی تبدیل میکند که میشود دربارهاش حرف زد.
چه کتابی برای خواندنِ گروهی خوب است؟
نگاهی به کتابهایی بیندازید که امروز در ابریشمک بیشترین خوانندهی همزمان را دارند: «سمفونی مردگان» با ۴۶ نفر، «آبنبات هلدار» با ۳۹ نفر و «تکههایی از یک کل منسجم» با ۳۳ نفر. یکی رمانی سنگین و چندصدایی است، یکی طنزی سبک، و یکی مجموعهای از یادداشتهای کوتاه. وجهِ مشترکشان سبک یا حجم نیست؛ هر سه جاهایی دارند که آدم دلش میخواهد بپرسد «تو چه فکر کردی؟»
پس کتابی که برای گروه انتخاب میکنید لازم نیست سخت یا مهم باشد. کافی است حرفی برای زدن داشته باشد.
چطور یک گروهِ کتابخوانی راه بیندازیم؟
•کوچک شروع کنید. سه تا پنج نفر کافی است. در جمعِ کوچک همه حرف میزنند.
•یک کتاب انتخاب کنید که دستکم دو نفر واقعاً مشتاقِ خواندنش باشند.
•سرعتِ کم و ثابت بگذارید. چیزی مثلِ روزی ده صفحه، که روزِ شلوغ هم بشود خواند.
•یک جا برای حرف زدن داشته باشید. گروهِ پیامرسان، دیدارِ هفتگی، یا زیرِ برگکها و نقدها.
•کتابِ بعدی را با هم انتخاب کنید. هر بار پیشنهادِ یک نفر؛ اینطور کتابهایی به دستتان میرسد که خودتان سراغشان نمیرفتید.
•عقب ماندن را جرم نکنید. کسی که یک هفته جا ماند، باید بتواند بیخجالت برگردد.
۵
اگر جمعی دور و برتان نیست
همه دوستی ندارند که همزمان با آنها یک کتاب بخواند. ابریشمک برای همین ساخته شده: روی قفسهات ثبت میکنی چه میخوانی و هر روز چند صفحه جلو رفتی، روی صفحهی هر کتاب نقدها و برگکهای کسانی را میبینی که خواندهاندش، و میتوانی همراهشان شوی تا ببینی چه میخوانند. اگر قرارِ مشترک میخواهید، چالشها هم هستند.
پرسشهای رایج
کتابخوانیِ گروهی بهتر از کتابخوانیِ تنهاست؟
جای هم را نمیگیرند. تنها خواندن تمرکز و خلوت میدهد، و گروهی خواندن گفتوگو و قرار. دادهی ما نشان میدهد گروه بیشتر کمک میکند ادامه بدهی تا اینکه شروع کنی.
برای یک گروهِ کتابخوانی چند نفر لازم است؟
عددِ ثابتی ندارد، ولی سه تا پنج نفر برای شروع خوب است. با دو نفر هم میشود؛ مهم این است که هر دو واقعاً بخوانند.
روزی چند صفحه برای گروه مناسب است؟
مقداری که در شلوغترین روزتان هم شدنی باشد. چالشِ ابریشمک روی ده صفحه گذاشته شد و بیشترِ کسانی که در ابریشمک برای خودشان هدفِ روزانه گذاشتهاند هم ده صفحه یا کمتر انتخاب کردهاند.
✻✻✻
عددهای این نوشته از دادهی خودِ ابریشمک است، تا ۱۰ مهر ۱۴۰۵، بی نام و مشخصاتِ هیچکس. «در حالِ خواندن» یعنی کتابی که خواننده خودش در قفسهی «در حالِ خواندن» گذاشته؛ چاپهای مختلفِ یک اثر یکی شمرده شدهاند. «روزِ خواندن» روزی است که خواننده دستکم یک صفحه ثبت کرده. نظرها فقط آنهایی شمرده شدهاند که از داوری گذشته و منتشر شدهاند.
نظرت دربارهی این نوشته
با نویسنده و بقیهی خوانندهها حرف بزن.
مژده
کتاب خوندن گروهی واقعا خوبه. حتی به نظرم بیشتر باعث میشه که سعی کنی زنجیره تو نشکنی و هر روز با گروه بخونی.