ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی مهرداد صدقی
زیبایی لهجه شون و حاضرجوابی محسن تنها جذابیت داستان بود. فکر کنم بیشتر به درد نوجوونا میخوره.
اینکه زندگیِ معمولی، با تمام دعواها، شیطنتها، خانواده و دردسرهای کوچک، میتواند آنقدر شیرین و خندهدار روایت شود که بعد از بستن کتاب، دلت برای همان آدمها و همان روزهای ساده تنگ شود. در واقع، چیزی که میماند گرمای خانواده و طنزِ زندگی روزمره است؛ خندهای که پشتش کمی نوستالژی هم هست. 🌿📚
برای من تمام کتاب نوستالژی بود و پر از خنده و لحظهایی هم داشت که دلم گرفت یه جور خاطره بازی بود.
آبنبات پستهای دومین جلد از مجموعهی «آبنباتها»ست. در این جلد، محسن همچنان درگیر ماجراهای شیرین خانواده و اطرافیانش است و اتفاقهای تازهای، روزهای نوجوانی او را شکل میدهند. من جلد دوم را بیشتر از جلدهای دیگر دوسداشتم😍
متن روان و نحوه تعریف روزمره های یک خانواده با لحن جذاب که موجب کشش فرد به خواندن ادامه داستان می شود و اینکه فضای داستان جوریه که آدم کاملا میتونه تصورش کنه و حال و هوای اون ایام رو درک کنه
نثر خودمونی و دنباله دار و اینکه هر کتاب به زندگی یکی از اعضای خانواده پرداخته جالبه این خیلی خوبه که کتاب با طنز همراهِ بعضی وقتا با کارا و حرفای محسن قهقهه میزنم😁
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.