ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی جان فانته
به نظرم «از غبار بپرس» دربارهی تنهایی و میل آدم به دیده شدنه. آرتورو باندینی شخصیتی نیست که همیشه دوستش داشته باشی؛ گاهی خودخواه، متناقض و حتی آزاردهندهست، اما همین ضعفها باعث میشن واقعی به نظر برسه. جان فانته با نثری ساده و بیپرده، از آدمی مینویسه که میخواد بزرگ باشه، اما هنوز با ترسها و حقارتهای خودش کنار نیومده. برای من، جذابیت کتاب در همین صداقت تلخشه؛ در اینکه نشون میده گاهی پشت غرور و ادعاهای آدمها، فقط یک انسان تنها پنهان شده که دلش میخواد دوست داشته بشه و جدی گرفته بشه.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.