۱. بنظرم از اون دسته کتابایی هست که اگر فیلمش رو بسازن بسیار عالی میشه. ۲. هیچوقت، صدِ خودت رو برای اطرافیانت نزار و با هرکس مثلِ خودش رفتار کن. ۳.بعضی از افراد، دو اسم داشتن و کمی اذیت کننده بود.
۴
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «باباگوریو» نوشتهی انوره دوبالزاک، انتشارات باران خرد است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگین ۸٫۰ از ۱۰.
۰
در حال خواندن
۲
خواندهام
۰
خواهم خواند
«✔️قلب ما مثل یک گنج است اگر یک باره آن را خالی کنید، گویی ورشکست شده اید، همانطور که ما به کسی که یک پنی در جیب ندارد هیچ رحم و شفقتی نداریم، متقابلا نسبت به محبتی که بیش از حد خود را آشکار می کند نیز رحم نداریم. بابا گوریو نیز همه چیز خود را داده بود در طی بیست سال ، تمامِ قلب و محبت و عشق خود را نثار آنها کرده و ثروت خود را نیز در طی یک روز به دخترانش بخشیده بود. وقتی که این لیمو خوب فشرده شد و دیگر چیزی برای استفاده نداشت دخترانش او را در فاضلاب انداختند. ص ۷۶»
«✔️خدای من وقتی که مُردم ، چه کسی برایشان پول تهیه خواهد کرد؟! :( ص ۲۵۹»
«✔️آنها نمی دانند پا گذاشتن بر جسد مرده پدر، چه معنایی دارد. خدایی در آسمانها وجود دارد و تقاصم را خواهد گرفت. ص ۲۵۶»
«✔️آنها هرگز نخواهند آمد. دَه سال است که این موضوع را می دانم، گاهی اوقات این حرف ها را به خود می گفتم، اما جرات نداشتم باورشان کنم. ص ۲۵۴»
«✔️آنها هرگز نخواهند آمد. دَه سال است که این موضوع را می دانم، گاهی اوقات این حرف ها را به خود می گفتم، اما جرات نداشتم باورشان کنم. ص ۲۵۴»
۱. بنظرم از اون دسته کتابایی هست که اگر فیلمش رو بسازن بسیار عالی میشه. ۲. هیچوقت، صدِ خودت رو برای اطرافیانت نزار و با هرکس مثلِ خودش رفتار کن. ۳.بعضی از افراد، دو اسم داشتن و کمی اذیت کننده بود.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان