ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی اریشماریا رمارک
به نظرم «در جبههٔ غرب خبری نیست» از آن کتابهاییست که بعد از خواندنش، نگاه آدم به جنگ کمی عوض میشود. چیزی که برای من خیلی پررنگ است، این است که رمارک جنگ را از پشت شعارها و نقشههای سیاسی بیرون میآورد و میگذارد جلوی چشممان؛ آدمهای جوانی که فقط میخواهند زنده بمانند.
کتاب خیلی قهرمانپرور نیست و اتفاقاً همین ویژگی، به نظرم نقطهی قوتش است. رفاقت بین سربازها، ترس از مرگ و حس از دست دادن جوانی، کتاب را خیلی انسانی میکند. بعضی قسمتهایش واقعاً سنگین و دردناکاند، اما بهنظرم همین تلخی باعث میشود حرف کتاب را باور کنی.
اگر بخواهم خیلی شخصی بگویم: «در جبههٔ غرب خبری نیست» کتابی نیست که بعد از تمام کردنش فقط بگویی داستان خوبی بود؛ بیشتر کتابیست که مدتی با حس و تصویرهایش در ذهنت میماند
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.