ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی آلن دوباتن
«یکی از عجیب ترین و ژرف ترین درسهای دل شکستگی این است که در نهایت در می یابیم کانون تمرکز عشق ما در واقع یک فرد خاص نبوده است بلکه مجموعه ای از خوبی ها بوده است که - خدا را شکر - ملک طلق یک فرد خاص نیستند بلکه میتوان آنها را در بسیاری افراد دیگر هم یافت که می توانند شریک زندگی ما باشند؛ کسانی که به انتظارمان نشسته اند تا زمانی که به قدر کافی قوی شده باشیم و آماده ی ملاقات آنها باشیم.»
«اگر هر چیزی را که تاکنون برایمان رخ داده است با همان وضوح و شفافیتی به خاطر می آوردیم که نخستین بار برایمان رخ داده بود بار عظیمی از اضطرابها و اندوه ها بر دوشمان می ماند؛ مدام در وحشت به سر میبردیم و همواره غرق در حزن میبودیم؛ با هر رفتار پستی که روبه رو میشدیم با هر حماقتی که از ما سر میزد و با آن همه زیبایی ها و خوبی ها که از دستشان داده ایم غرق نومیدی میشدیم اینکه حافظه ی ضعیفی داریم در بسیاری زمینه ها مایه ی بقای ماست.»
«باید اطمینان حاصل کنیم که میتوانیم لایه ی ضخیمی از رویدادهای نو را بین خودمان و آن گذشته بکشیم خلاصه اینکه نیاز داریم اتفاقات جدیدی در زندگی مان رخ دهند. این نکته به خصوص پس از یک جدایی سخت صدق میکند؛ وقتی که مکانهایی خاص اوقات خاصی از روز و برخی کارها کماکان ما را به گذشته وصل میکنند و مدام به شکلی دردآور یاد گذشته را در ما زنده می کنند باید چیزهای محیط زندگیمان را از دست خاطرات کسی که دلمان را شکسته است دوباره پس بگیریم. آن هنگام که آن پیتزا فروشی را آخر آن خیابان می بینیم با درد تمام یاد آن عصرهای دوست داشتنی یکشنبه ها می افتیم که هنوز باهم بودیم.»
«برای بقا به حافظه ضعیف نیاز داریم»
«وقتی کسی جای ما را می گیرد عمیق ترین درسی که برای ما دارد این است که ما هم چندان بد نیستیم بلکه ما را به دلیل توهمی فراگیر ترک کرده اند که در همه ی افراد وجود دارد یعنی باور به اینکه فقط اگر با کسی دیگر وارد رابطه شده بودیم بسیار خوشبخت تر می بودیم اما حقیقت این است که هر رابطه ای کم و بیش ناکامیها و نارضایتی های ویژه و متمایز خودش را دارد.»
«هر کسی که مورد تحسین ماست هر کسی که به نظرمان جذاب است، روزی دلش شکسته است یا روزی دلش خواهد شکست گرچه حس میکنیم که دلشکستگیمان ما را از باقی انسانها جدا میکند، اما در نهان ما را بهم نزدیکتر میکند.»
«اکنون به تمامی ویران شده ایم . زیر پایمان خالی شده است. به این درد خاص نامی پرمعنا داده ایم تا به آن ابهت بخشیم. "دلشکستگی"»
«دلهای انسانها مدام به شیوههای فراوانی از جانب "واقعیت" شکسته میشود، چنان که گویی جهان بر دل شکستگی بنا شده است.»
«زندگی از جهات مختلف سرشار از خسران است؛ این تجربهی فراگیر همهی نسل بشر است - اگر این واقعیت را به خاطر داشته باشیم میتوانیم اندوهی را که در تنهایی تجربه میکنیم با مصیبت های بشر به طور کلی پیوند بزنیم.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.