ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «رومی (جلال الدین محمد)» نوشتهی بهمن شکوهی، نشر نگاه، ۵۷۵ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«شمس الدین میگوید: من نمازم را آنطور که بخواهم میخوانم، من حتی دعاهای قنوتم را به ترکی میگویم، خدا هم اعتراض نمیکند که چرا با او به زبان ترکی حرف میزنم. خدا فارس و عرب و ترک نیست، به هر زبانی با او سخن بگویی او میشنود و میفهمد و اعتراضی نمیکند؛ خدا حتی مسلمان و یهودی و ترسا نیست. حضرت مصطفی عالیترین تجربه ی عالِم دین است، اما هر انسانی حتی من هم تجربه دینی خود را دارم. تجربه من برایم عزیزتر از تکرارِ بیروحِ تجربه ی دیگران است، حتی اگر آن تجربه، تجربه مصطفی باشد.»
«خواجه شرف الدین گفت: زندگی در حلب سه قاعده بیشتر ندارد که باید آنها را آموخت؛ قسم خوردن عربها را باور نکنید، آنها برای هر چیزی به زمین و زمان قسم میخورند در حالی که دروغ هم میگویند. اگر یک یهودی در بازار حلب طلا و جواهری را مجاناً به شما بدهد، باز او سود کرده است و شما ضرر کردهاید؛ و سوم آنکه دور و بر طایفه صوفیان نگردید.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.