ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی فیودور داستایفسکی

«شبهای روشن ، داستان دو دلداده است که هر کدام حکایت خودشان را روایت می کنندو در موازات با آن، داستان عاشقانه دیگری روایت می شود.»
«آدم ها فکر می کنند اگر احساسات خود را بروز دهند، دیگران بیشتر به آنها بی توجهی می کنند.»
«گاهی آدم های خوشحال چقدر غیر قابل تحمل می شوند!»
«بله! حتی مهربانی او نسبت به من ، از شادی ملاقات با دیگری سرچشمه می گرفت، از این رو شادی اش را با من قسمت کرد.»
«زمانی که ما خودمان ناراحت هستیم، نسبت به غم و اندوه دیگران حساس تر می شویم.»
«اگر میخواهی تعریف شفافی از دنیای یک آدم رؤیاپرداز بشنوی، باید بدانی که او یک انسان حقیقی نیست و به گونه ای غیر قابل دسترس است. او معمولاً در گوشه ای دنج زندگی میکند، گویا می خواهد خودش را از روشنایی روز مخفی کند؛ گاهی مثل لاک پشت در لاک خودش فرو می رود و گاهی مثل حلزون به پوسته خود می چسبد و در این مورد شباهت عجیبی به این دو موجود جالب دارد.»
«وقتی قلبم در درونم بلوا می کند، نمی توانم ساکت باشم .»
«دخترک آهی کشید و گفت:《اگر بخواهم با تو روراست باشم، باید بگویم که شرم و حیای مردان، زن ها را جذب می کند》»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.