ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی آنا گاوالدا
«به آدمهایی که زندگی احساسی برایشان در درجهی دوم اهمیت قرار دارد، به گونهای رشک میبرم. آنان شاهان این دنیایند، شاهانی رویینتن»
«ترجیح میدهم تو، امروز خیلی رنج بکشی تا اینکه همهی عمرت هرروز، کمی رنج بکشی.»
««من او را دوست داشتم، نه به خاطر اینکه کامل بود، بلکه به خاطر اینکه با من کامل میشد.»»
««عشق یعنی اینکه به کسی اجازه بدهی تو را بشناسد، «حتی آن بخشهای زشتی که خودت هم از دیدنشان متنفری.»»
«"حق اشتباه" ترکیب بسیار کوچکی از واژهها، بخش کوچکی از یک جمله، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟ چه کسی جز خودت؟»
«چقدر باید بگذر تا ادمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چقدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.