ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی دبی فورد
«عمیق ترین ترس ما آن نیست که ناتوان هستیم، بلکه از آن است که بیش از حد توانا هستیم. این تاریکی ما نیست که ما را بیش از همه میترساند، بلکه روشنایی ماست.»
به انتخابِ سعیده
«هنگامی که جنبه ای در خود را نپذیرید، آن جنبه زندگی شما را اداره خواهد کرد.»
به انتخابِ سعیده
«من هدیه گران بهایی بدست آوردم که دستیابی به آن فقط با گذر از تاریکیممکن بود.»
به انتخابِ سعیده
«احساس درماندگی به این دلیل است که میان خود و خدا فاصله احساس می کنید.»
به انتخابِ سعیده
«گمان میکنیم از پدر و مادرمان عصبانی هستیم که در آغاز زندگی، ما را سرکوب کردند، اما در واقع از خود خشمگین هستیم که این روند واپسرانی را تداوم بخشیدیم.»
به انتخابِ سعیده
«اگر طالب عشق بیشتری هستید، به خود بیشتر عشق بورزید. اگر خواهان پذیرفته شدن هستید، خود را بپذیرید...»
به انتخابِ سعیده
«هنگامی که بتوانیم خود را بپذیریم و ببخشیم، خود به خود میتوانیم دیگران را نیز بپذیریم و ببخشیم.»
به انتخابِ سعیده
«بسیاری از ما میترسیم به درون خود بنگریم و این ترس، ما را وادار کرده است چنان دیوارهای قطوری بنا کنیم که دیگر به یاد نمیآوریم، در اصل چه کسی هستیم.»
به انتخابِ سعیده
«دیوانگی یعنی: "تکرار یک عمل با امید دستیابی به نتایج متفاوت."»
به انتخابِ سعیده
«یونگ میگوید: «من ترجیح میدهم کامل باشم تا خوب!»»
به انتخابِ سعیده
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.