ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
تا اینجای هزار و یک شب، چیزی که بیشتر از همه جذبم کرده تنوع قصهها و اتفاقاتیه که مدام آدم رو با خودشون میبرن. قصهها فقط درباره عشق و ماجرا نیستن؛ توی خیلیهاشون ردپای خیانت، طمع، قدرت، ترس، وفاداری و انتخابهای آدمها رو میبینم. بعضی قسمتها واقعاً برام جذاب و سرگرمکننده بودن و بعضی جاها هم حس کردم داستان کمی کش پیدا کرده، ولی در کل از این فضای قدیمی و پر از حکایت و اتفاق خوشم اومده و فعلاً دلم میخواد ادامهش بدم.
«هزار و یک شب» برای من فقط مجموعهای از قصهها نیست؛ جهانیست که در آن قصه گفتن، راهی برای زنده ماندن است. قصههایی از عشق، ترس، خیانت، قدرت و آدمهایی که هر شب با روایت کردن، یک شب دیگر به زندگی فرصت میدهند. چیزی که از آن با من ماند، قدرتِ قصه بود؛ اینکه گاهی یک داستان میتواند انسان را از تاریکی نجات دهد.
همیشه دوست داشتم بخونمش اما نشده
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.