ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی پروانه سراوانی
یکی از دردناکترین کتابهایی که خوندم! درگیریها و مشکلات یک مادر مجرد و دو پسرش. زنی که زندگی مشترک سختی داشته و تمام بار زندگی رو دوش خودشه. اوایل کتاب با غم و مشکلات شخصیت اصلی همراه میشی و خیلی جاها همذاتپنداری میکنی اما، خیلی زود شوکه میشی جوری که درک و تحملش سخت میشه خداروشکر میکنی جای شخصیت اصلی نیستی انگار نویسنده میخواد فرق بین مشکلات عادی و درد واقعی رو نشون بده همش این تو ذهنم بود که همیشه شرایط میتونه بدتراز چیزی باشه که هست.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.