ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی علی سلطانی
«اینکه آدمش دلش نخواهد با کسی حرف بزند، خودش مملو از حرف است...»
به انتخابِ نعیمه
«لحظات میگذرد و ما حواسمان نیست اتفاقاتی که در گذران زندگی برایمان می افتد، ذره ذره ذوق دلمان را کور میکند و این منِ امروزِ هرکدام از ما، که شباهتی به آدمِ پرهیاهوی دیروز ندارد، ساخته و پرورده ی روزهای سختی ست که گذشته است؛ گذشته است که نه، گذرانده ایم... به زحمت، به مشقت... به مرارت و محنت و رنج و درد و اندوه...»
به انتخابِ نعیمه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.