ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ریموند کارور
مجموعهای از داستانهای کوتاه درباره تنهاییهای پنهان، فاصلههای عاطفی و قضاوتهایی که گاهی بدون شناخت درباره دیگران داریم.
داستان «کلیسای جامع» بیش از همه تأثیرگذار است؛ جایی که میفهمیم دیدن همیشه به معنای فهمیدن نیست و گاهی یک ارتباط ساده میتواند دریچهای تازه به ذهن و جهان ما باز کند.
اگر داستانهای واقعگرا، شخصیتمحور و روانشناختی را دوست دارید، این کتاب انتخاب خوبی است؛ البته با ریتمی آرام و مینیمال، نه پرحادثه و پرهیجان.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.