ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی فرانسیس اسکات فیتسجرالد
«او میخواست دوباره همان عشق گذشته را زنده کند؛ انگار زمان هرگز نگذشته بود و هنوز همهچیز میتوانست مثل قبل باشد.»
— به انتخابِ عاطفه
«او به دیزی ایمان داشت؛ همانطور که آدم به رؤیایی که تمام زندگیاش را برایش ساخته، ایمان دارد.»
— به انتخابِ عاطفه
«پس ما همچنان به پیش میرانیم، همچون قایقهایی برخلاف جریان آب، و بیوقفه به گذشته رانده میشویم.»
— به انتخابِ عاطفه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان