این صحبت از ابوسعید ابوالخیر که تو هر شرایطی بگو: این نیز بگذرد..... و خواهی دید که چگونه می گذرد.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «گوهر شبچراغ» نوشتهی باران گلستانه، نشر نسل نواندیش است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
هر صفحهی این کتابچه نیز مانند دو جلد پیش از خود به یک مطلب چندخطی کوتاه اختصاص یافته که دارای معانی عمیق فلسفی است. کتاب مشتمل بر 8 بخش است که عبارتاند از: "گنجشک موقعنشناس"، "نیت استاد"، "آشتی"، "نامهی بارانی"، "شاهزادهی اقیانوس اطلس"، "خیرات"، "ساغر شکسته" و "ملوس". در قسمتی از دیباچهی کتاب آمده است: او از کودکی با من حرف میزد و کنارم بود... من ابراهیموار، در این هستی نامتناهی او را در ستاره و ماه و ابر و باران و خدا و انسانها جستوجو میکردم... همانند مولانا در پی شمس.... حتی به غیبت صغری شمسگونهاش و سپس غیبت کبری، تن سپردم!... و به خود میگفتم: "ممکن است خیلی بگردی و جستوجویش کنی، اما هر روز به او نزدکی میشوی... امروز فقط یک قدم با او فاصله داری!...".
۰
در حال خواندن
۱
خواندهام
۰
خواهم خواند
این صحبت از ابوسعید ابوالخیر که تو هر شرایطی بگو: این نیز بگذرد..... و خواهی دید که چگونه می گذرد.