ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی چاک پالانیک
«به من گفت میخواهم لطفی در حق من بکنی. منو بزن. هرچی محکمتر بهتر. من دلم نمیخواست بزنمش ولی تایلر قانعام کرد. گفت که دوست ندارد بدون زخم بمیرد و اینکه دیگر از تماشای مشت زنی حرفهایها خسته شده و دوست دارد بیشتر درباره خودش بداند. درباره خود ویرانگری. آن وقتها زندگی ام زیادی کامل بود و شاید باید همه چیزمان را خرد میکردیم تا بتوانیم آدم بهتری بشویم.»
— به انتخابِ معصومه
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان