ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی محمد حقوقی
«من كتابی دیدم ، واژه هایش همه از جنس بلور. كاغذی دیدم ، از جنس بهار، موزه ای دیدم دور از سبزه، مسجدی دور از آب. سر بالین فقیهی نومید، كوزه ای دیدم لبریز سوال. قاطری دیدم بارش«انشا»»
— به انتخابِ مژگان
«زندگی شنا کردن در حوضچه اکنون است»
— به انتخابِ مژگان
«به سراغ من اگر می آیید نرم و اهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.....»
— به انتخابِ مژگان
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان