ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی کاترینکرسمن تیلور
«دوست عزیز، به نظر من همه چیز در غلیان است. واقعا در غلیان است. مردم همه جا به جنب و جوش افتادهاند. این را در کوچه و بازار حس میکنی. ناامیدی مثل لباسی کهنه به گوشهای پرتاب شده. مردم دیگر خودشان را در ردای شرم نمیپیچند. دوباره امیدوار شده اند. شاید این فقر بالاخره به پایان برسد. اتفاقی در راه است، اتفاقی که نمیدانم چیست. بالاخره رهبری پیدا شده! اما با احتیاط از خودم میپرسم این رهبر ما را به کجا خواهد برد؟ از بین رفتن ناامیدی خیلی وقتها منجر میشود به قدم گذاشتن در راه های جنون آمیز.»
به انتخابِ آبیِخونین
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان