ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی لئو تولستوی
رستاخیز از آن کتابهایی بود که واقعاً دوستش داشتم. توصیفهای دقیق تالستوی از فضاها، شخصیتها و حتی چهرهی آدمها، باعث میشد بتوانم صحنهها را در ذهنم مجسم کنم و خودم را در دل داستان ببینم. از طرفی، کتابهایی که فضای دادگاه، روند رسیدگی به پروندهها و جزئیات حقوقی را به تصویر میکشند، برایم لذتبخشاند و همین موضوع جذابیت این کتاب را برایم دوچندان کرد. اما رستاخیز فراتر از یک داستان دادگاهی است. روایت انسانی است که در مواجهه با گذشته و پیامدهای اعمالش، به بازنگری در زندگی و باورهایش میرسد. تالستوی بیعدالتیهای نظام قضایی، فاصلهی میان قانون و عدالت و تناقضهای اخلاقی جامعه را به چالش میکشد.
من دوستش نداشتم و کاملا برام خسته کننده بود و خیلی طول کشید کامل بخونمش. و پیام کلیش برای من این بود که رستگاری واقعی با قبول کردن مسئولیت و پشیمانی ازخطا و تلاش برای جبران خطا و اصلاح خود است.
ترجمه خوبی نداشت ، واسه من سخت بود خوندنش.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.