«ترس و لرز» دربارهی آدمهاییست که در دلِ فقر و ناآگاهی، با ترسهایی روبهرو میشن که کمکم مرز بین واقعیت و خیال رو از بین میبره.
«ترس و لرز» برای من بیشتر از اینکه بخواد بترسونه، یه حس غریب و ناآرام توی آدم ایجاد میکنه. ساعدی با چند روایت ساده، کمکم فضای روستا و آدمهاش رو طوری میسازه که ترس و خرافه با زندگی روزمره قاطی میشن. چیزی که از کتاب با من موند، همون حس سنگین و مبهمیه که بعد از تموم شدنش هنوز دقیق نمیدونی باید از چی میترسیدی. بعضی داستانها برام قویتر بودن، ولی در مجموع فضای کتاب واقعاً ماندگاره.
نوشتهیآرزو