اینکه آدم چقدر میتواند از همهچیز فرار کند بیآنکه در نهایت از خودش فرار کند
خداحافظ گاری کوپر رمانیست دربارهی لنی ؛جوانی که از جامعه، سیاست و جنگ و قواعدی که دیگر به آنها باور ندارد فاصله گرفته و در کوههای سوئیس برای خودش جهانی ساخته است. اما این فرار، او را از آدمها و احساساتشان جدا نمیکند لنی شخصیتیست که نمیخواهد شبیه دیگران زندگی کند از دروغهای بزرگسالان و شعارهایشان بیزار است و به همین دلیل، گاهی حتی عشق را هم نوعی محدودیت میبیند
سرفصلها
- —فرار به کوهستان: فاصله گرفتن از جامعه و قواعدش.
- —لنیِ سرکش: جوانی که نمیخواهد مثل دیگران زندگی کند.
- —آزادی: آیا آزاد بودن یعنی از همهچیز فاصله گرفتن؟
- —جنگ و سیاست: نگاه یک نسل به جهانی که مدام برایشان تصمیم میگیرد.
- —عشق: احساسی که حتی آدمهای گریزان هم نمیتوانند بهسادگی از آن فرار کنند.
- —تنهایی: آزادی مطلق همیشه هم به معنای خوشبختی نیست.
- —جامعه: آدم چقدر میتواند بیرون از قواعد جمع زندگی کند؟
- —بحران هویت: وقتی نمیخواهی شبیه هیچکس باشی، پس خودت دقیقاً چه کسی هستی؟
- —طعنه به ارزشها: چیزهایی که جامعه مقدس میداند، همیشه آنقدرها هم مقدس نیستند.
- —بازگشت به زندگی: گاهی برای پیدا کردن خودت، مجبور میشوی دوباره با جهان روبهرو شوی.
به درد چه کسی میخورد
اگر شخصیتهای مستقل و ضدقهرمان، طنز سیاسی و اجتماعی، و داستانهایی دربارهی آزادی و سرکشی جوانانه دوست داری، احتمالاً خیلی باهاش ارتباط میگیری.