نثری شیک، پخته و فارسیوار دارند؛ هم وفادار به روح و سبک نویسندهاند، هم آنقدر روان و طبیعیاند که معمولاً حس نمیکنی داری ترجمه میخوانی.
آثار: بیشتر ادبیات کلاسیک روس، مخصوصاً تولستوی و داستایفسکی؛ در کنار آن از ادبیات فرانسه، آلمان و آمریکا هم ترجمه دارد. زبان: پخته، ادبی، دقیق و روان؛ فارسیِ طبیعی دارد، بدون اینکه بیشازحد امروزی یا محاورهای شود. وفاداری: به متن و سبک نویسنده بسیار وفادار است، اما ترجمه را به شکل طبیعی و فارسیوار درمیآورد؛ خودش میگوید اگر نویسنده ایرانی بود، باید چنین مینوشت. پانویس و مقدمه: معمولاً مفید و دقیقاند و برای توضیح نکات فرهنگی، تاریخی و زبانی به کار میآیند.
از کجا شروع کنم
- ۱.جنگ و صلح (تولستوی): انتخاب اول؛ حبیبی در این ترجمه هم نثر بسیار پختهای دارد و هم توانسته حجم و پیچیدگی اثر را خوب مدیریت کند.
- ۲.آنا کارنینا (تولستوی): انتخاب بعدی؛ نثرش دقیق و خوشخوان است و برای رمانخوانی انتخاب مطمئنی است.
- ۳.ابله (داستایفسکی): انتخاب اول برای داستایفسکی؛ زبان حبیبی با لحن جدی و روانشناختی اثر خیلی خوب جور درمیآید.
- ۴.جنزدگان (داستایفسکی): ارزشمند، اما برای شروع نه؛ فضای سیاسی و فلسفی و حجم اثر آن را دشوارتر میکند.
- ۵.آبلوموف (گنچاروف): اگر نثر کلاسیک روسی دوست داری، بردار؛ اما برای شروع حبیبی، اولویت پایینتری دارد.
- ۶.بیابان تاتارها (بوتزاتی): انتخاب خوب برای یک رمان کوتاهتر؛ اگر حوصلهٔ آثار حجیم را نداری، حتی میتواند گزینهٔ اول باشد.
به درد چه کسی میخورد
پیشنهادش میکنم به کسی که نثر ادبیِ پخته، وفاداری به متن و ترجمهای جدی و دقیق میخواهد؛ مخصوصاً برای کلاسیکها. پیشنهادش نمیکنم به کسی که نثر خیلی ساده، امروزی و محاورهای میخواهد یا با جملههای نسبتاً سنگین و ادبی راحت نیست.
نوشتهینسترن