ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ویلیامجیمز دورانت
«هر انسانی که عمیق میاندیشد و به این نتیجه میرسد زندگی فاقد معنی است، مطمئنا باید انسان عاقلی باشد. انسان های عاقل کارهای بیمعنی نمیکنند. با این حال، همین کسانی که زندگی را بیمعنی میدانند باز به زندگیشان ادامه میدهند. ناگزیر نتیجه میگیرم که آنها همدلی کاملی با دیدگاه خود ندارند. هر بار که روزنامهای را برمیدارم و مطلبی راجع به خودکشی کسی میخوانم، میگویم: او کسی بود که واقعا اعتقاد داشت زندگی بیمعنی است.»
«ما در اینجا با چیزی به مراتب عمیقتر از کاهش ثروتمان یا حتی مرگ میلیونها انسان مواجهایم. این، خانه ها خزانه های ما نیستند که خالیاند، "قلب های" ماست که خالی است. دیگر. اعتقاد داشتن به عظمت و بزرگی پایدار انسان یا قائل شدن به معنایی برای زندگی که با مرگ از بین نرود، ناممکن به نظر میرسد. ما به دورانی از خستگی و دلمردگی قدم میگذاریم، شبیه آن دورانی که تشنهی تولد مسیح بود.»
«اگر هیچ کس معنی زندگی را پیدا نکرده، هیچ کس هم ثابت نکرده که زندگی معنایی ندارد. آنچه احتمالا بیمعنی است این سوال است که آیا زندگی معنی دارد.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.