ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ملیسا داکوستا
«از من پرسید: ( راستی امروز چی یاد گرفتی؟ هرروز باید یه چیز جدید یاد بگیری. اصلا ما برای همین زنده ایم، برای این که دائم چیزهای جدید یاد بگیریم.مثل زنگ ها، گیاهان، حیوانات، فصل ها، احساسات....)»
«مامان لبخندی زد و پیشانی ام را نوازش کرد: (دقیقاً. پس همین میشه درس روز: هیچکس نباید به یه زنجیر بسته باشه، نه قایق ها، نه حیوانات و نه انسان ها)»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.