ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سوء ظن» نوشتهی فریدریش دورنمات، نشر ماهی است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۲ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریدهاند.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.

«صدها نفر با تن لرزان و رنگ صورت عین میت دیده بودند که نفر قبل آن ها مثل سگ روی تخت جراحی جان کنده بود. صدها نفر که می توانستند بگویند(نه). تمامشان فقط و فقط امید به آزاد شدن داشتند، چون نله به آن ها وعده آزادی داده بود. آزادی! آدم ها چقدر باید عاشق آزادی باشند که حاضرند تن به هرکاری بدهند تا آزادی را به دست آورند. این عشق آنقدر زیاد است که در اردوگاه اشتوت هوف حاضر بودند داوطلبانه پا به آتش دوزخ بگذارند، تا آن طفل حرامزاده آزادی که وعده اش را می دادند در آغوش بگیرند.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.