ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی لیدیا جوکوفسکایا
«سوفیا پتروونا» داستان زنی معمولیست که در فضای وحشت و سرکوب دوران استالین، با دستگیری ناگهانی پسرش روبهرو میشود. او ابتدا به حقیقت و عدالت امیدوار است، اما هرچه بیشتر در پیچوخم بوروکراسی و انکار گرفتار میشود، فاصلهی میان واقعیت و چیزی که میخواهد باور کند، عمیقتر میشود. چوکوفسکایا با روایتی ساده و بیپیرایه، نشان میدهد ترس چگونه میتواند ذهن آدمها را تسخیر کند و حقیقت را زیر فشار انکار و امیدهای واهی پنهان سازد. چیزی که از کتاب با من ماند: گاهی فاجعه فقط از دست دادن یک عزیز نیست؛ لحظهایست که جهانی که به آن اعتماد داشتهای، دیگر قابل شناختن نیست.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.