ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ریچارد کورلیس
چیزی که بیشتر از خودِ داستان برام جالبه، اینه که ناباکوف ما رو مجبور میکنه از زاویهی دید هامبرت به ماجرا نگاه کنیم، در حالی که کمکم میفهمیم چقدر داره واقعیت رو به نفع خودش تعریف میکنه.
به نظرم قدرت اصلی کتاب توی زبان و ذهن راویه، نه اتفاقات داستان. هامبرت با کلمات قشنگ و لحن جذاب سعی میکنه کاری کنه خواننده برای لحظهای فراموش کنه با چه آدمی طرفه؛ و همین موضوع کتاب رو هم جذاب میکنه، هم آزاردهنده.
ولی راستش بعضی قسمتها برام زیادی طولانی و پر از بازیهای زبانی بود و فکر نمیکنم همه از این سبک لذت ببرن. ضمن اینکه موضوع کتاب واقعاً سنگینه و مورد پسند هر کسی نیست.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.