یه نامه عاشقانه گرم و صمیمی به دنیای کتاب ها ،کتابی که دقیقا میفهمه چرا ما ساعت ها غرق در قصه ها میشیم و حالمون با بوی کاغذ و جادوی کلمات بهتر میشه.
این کتاب مثل یه دورهمی دوستانه هستش،جایی که نویسنده انگار دقیقا میدونه توی ذهن یه کتابخون چی میگذره.اون حس خاص وقتی که یه کتاب عالی پیدا میکنی،یا اون دلتنگی عجیبی که بعد از تموم شدنش سراغت میاد،همه تو این کتاب به بهترین شکل بازتاب داده شده،لحن کتاب خیلی راحت و آرامش بخش،کتابی نیست که بخواد نصیحتت کنه یا فرمول پیچیده بده،فقط میخواد لذت کتاب خونی و برات چند برابر کنه،بهت آرامش بده علیرغم اینکه یه جاهاییش فرسایشیه،کلا میخواد بهت یادآوری کنه که کتاب خون بودن یکی از قشنگ ترین و باارزشترین ویژگی های شخصیت ماست.
به درد چه کسی میخورد
اگه عاشق بوی کتاب و گشت و گذار تو کتاب فروشی هستی صد در صد،اگه میخوای با کتاب آشتی کنی،این کتاب مخصوص شماست. ولی اگه دنبال داستان پر هیجان و تخیلی و علمی هستی که ضربان قلبتو ببره بالا نه،چون فضای کتاب آرومه.یا اگه کتاب خوندن برات اجباریه اصلا توصیه نمیکنم.
نوشتهیعلیرضا