ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی استفان گارنیه
«زندگی کردن مثل گربهها، هدفی مقدس برای داشتن یک زندگی شاد است.»
«صاحب من همیشه باهوشترین صاحب دنیا نیست، حتی گاهی هم خنگ است، در حد فاجعه. اما دوستش دارم.»
«خودانگاری و ظاهرسازیهای دروغین... همه را فراموش کنید، همهی این چیزهایی که شما را از خوش گذراندن و خندیدن باز میدارد دور بریزید.»
«این که بخواهید شبیه مانکن روی جلد یک مجله بشوید یعنی نمیخواهید شبیه خودتان باشید و خود را بپذیرید و خودتان را دوست ندارید. پس وقتی خودتان را دوست نداشته باشید انتظار دارید چه کسی شما را در این بالماسکه متناظر دوست بدارد؟»
«شما در نوع خود زیبا هستید، نه از لحاظ معیارهایی که دیگران میپسندند.»
«وقتی یک گربه چیزی را طلب میکند یا میخواهد کاوش جدیدی را آغاز نماید، به چه چیزی فکر میکند؟ «خب، قراره خیلی کثیف بشم؟ خب که چی؟ بعداً خودم رو تمیز میکنم. خب حالا ببینم اون چیزی که دم درازی داشت کجا رفت؟ آهان از اون طرف! زیر اون انبوه آشغال! بزن بریم!»»
«گربهها نه مادیگرایی را دنبال میکنند و نه رویکردهای اجتماعی را؛ خوشیها و تمایلات آنها عاری از همهی این مسائل است.»
«گربهها از امکانات دور و برشان لذت میبرند و اصلاً برایشان مهم نیست وقتی با آن سر و روی کثیف و چرک در خیابان راه میروند، دیگران در مورد آنها چه فکری میکنند.»
«خصوصیتی که در گربهها دوست دارم این است که تجملات و فقر محیط، هیچ تفاوتی برایشان ندارد.»
«ابراز وجود کردن به معنای ریختن همه اسرار زندگی بر روی دایره نیست، گاهی سکوت و گوش کردن، از بحث و اظهار نظر تاثیر بیشتری دارد.»
«گاهی اوقات سادهترین راه حل، خواستن است. مثل گربهها، آنها همیشه جرات خواستن را دارند.»
«اغلب اوقات به جای اینکه به اهدافی که برای آن ساخته شدهایم فکر کنیم، به چیزهایی میرسیم که دوستان یا خانواده از ما انتظار دارند یا میخواهند»
«خانهی شما مرکز عصبی شادمانی شماست که میتوانید گاهی مرزهای آن را گسترش دهید، مثلاً بعضی اوقات این مرزها تا محل زندگی شما، مغازههای محل، پارک کوچک گوشهی خیابان که تابستانها در آن مطالعه میکنید و جاهای دیگر ادامه مییابند.»
«باید بین اطاعت تمام و کمال از دستورات دیگران و گاهی لطف کردن در قبال آنها تعادل برقرار کنید. هیچ کدام از ما نباید تمام وقت در خدمت دیگران باشد.»
«لذت بردن از خواب ما را از لذت زندگی محروم نمیکند»
«زندگی کوتاهتر از آن است که با احمقها آن را به اشتراک بگذارید»
«رمز خوب زندگی کردن، آرامش است»
«باید از انجام همهی کارها فقط به این دلیل که خودتان سریعتر آن را انجام میدهید، دست بردارید»
«وقتی فکر میکنید بهترین هستید، بهترین نیستید؛ اما اگر مطمئن باشید که بهترینید، پس حتما هستید. و این رمز داشتن اعتماد به نفس است.»
«ما نمیتوانیم مثل گربهها کاملاً مستقل زندگی کنیم، اما تصحیح تمایلات بالقوه همان چیزی است که به خودمان بدهکاریم.»
«وابستگی به دیگران، چه شخصی و چه اجتماعی، تنها عاملی است برای محدودیتهای بیشتر که ما را از تمایلات و خواستههایمان دور و دورتر میکند»
«مثل گربهی خانگی خود سازش ناپذیر باشید، حتی اگر تنها دلیلتان رسیدن به تمایلاتتان باشد، یا فقط بخواهید خوشحالتر از همیشه باشید.»
«شواهد بسیاری اطراف ما وجود دارد که ثابت میکند وسواس فراوانی درمورد ظاهر در جوامع وجود دارد. فقط کافیست به رسانه ها توجه کنید. تصویر شخصی به یک مسأله ی کاملا غیر شخصی تبدیل شده است»
«گربه ها نیازی به دوست داشته شدن، تعریف و تمجید، تحسین و پذیرفته شدن از سوی دیگران ندارند.»
«گربه ها نیازی ندارند که برای اثبات منحصر به فرد بودنشان به اطرافیان کار خاصی انجام دهند»
«برای دوست داشته شدن، ابتدا باید خود را بپذیرید و دوست بدارید»
«قبل از هر چیز از خودتان مراقبت کنید. هم جسمی و هم روحی، کلید شادی شما به همین مسأله بستگی دارد. اگر زندگی شما سرشار از شادی و خوشبختی باشد، می توانید این احساس را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.