ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی نادر ابراهیمی
«عاشق بودن کافی نیست؛ باید بلد باشی عشق را در روزهای معمولی زندگی هم زنده نگه داری.»
«عشق، توانایی دیدن شباهتها نیست؛ توانایی دیدن تفاوتهاست.»
«خداوندِ خدا ، پیش از آنکه انسان را بیافریند، عشق را آفرید ؛ چرا که میدانست انسان بدون عشق ، دردِ روح را ادراک نخواهد کرد ، و بدون دردِ روح ، بخشی از خداوندِ خدا را در خویشتنِ خویش نخواهد داشت.»
«عِطرِ نرگس را اگر از میدانِ بویشِ عاشقان بیرون ببریم ، میدان از عشق خالی خواهد شد.»
«...و از کابوسِ مِه به بارانِ رویا نمیشود رسید چه رسد به بلورِ شفّافِ واقعیت.»
«عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است. عشق به وطن ضرورت است ، نه حادثه. عشق به خدا ترکیبیست از ضرورت و حادثه.»
««عشق، عادت به دوست داشتنِ کسی نیست؛ عشق، دیدنِ دوباره و دوبارهیِ اوست، طوری که انگار هر بار برای اولینبار است که نگاهش میکنی. من هرگز نمیخواهم که تو برای من “عادت” شوی؛ من میخواهم که هر روز، دوباره تو را کشف کنم.»»
«عاشق زمزمه میکند،فریاد نمیکشد.»
«دو کوزهی بی جان را هم اگر یک عمر کنار هم بگذاری، گاهی سرهایشان به هم میخورد و درد میگیرد. مهم این است که هیچ سری نشکند و لب پَر نشود. - هیچ دِلی.»
«تو نمیبینی. - شاید. عادت نکرده ام که جُز تو را درست ببینم، و تو را درست میبینم اما نه به عادت.»
«راستش میترسم که باز هم نپسندد ... نترس مرد، نترس! خواستن با بزدلی کنار نمیآید. برو، جام را بیپروا به دستش بده و از او بخواه که با تو زندگی کند! - اگر نپذیرد؟ با خواهندهیی چون تو، اگر نخواهد که زندگی کند، تنها چراییاش در این است که شایسته تو نیست؛ راهایش کن! رهاکن اندیشه رهاکردنش را، که این سخن را اگر باز بگویی سرت را از دست میدهی...»
«پناه بر خدا! آیا بهخاطر آنکه یک روز، آب دریا ها تمام میشود، امروز، حق است که از راندن بر دریا صرف نظر کنیم؟»
«فاصله معیاریست برای انتخاب ارتفاع صدا…»
«سِن، مشکل عشق نیست. زمان نمیتواند بلور اصل را کدر کند. مگر آنکه تو، پیوسته برق انداختن آن را از یاد برده باشی.»
«کمی خلوص کافیست تا جهان به یک واژهی مخملی تبدیل شود»
«مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه، به عادتِ آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود! عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛ پیوسته نو کردن خواستنیست که خود، پیوسته خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ذات عشق است و طراوت بافت عشق. چگونه میتوان تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق باقی بماند...»
«عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است نه شدت ظهورش!»
«در روزمرگی زندگی، هیچ چیز شیرینتر از تعطیلاتی که به هم میچسبند نیست.»
«بیا تا بِرکه های حقیرِ دغدغه را دریا کنیم ای دوست! چرا که هیچ دریایی، هرگز، از هیچ توفانی نَهَراسیدهاست و هیچ توفانی، هرگز، دریایی را غرق نکردهاست.»
«مرگ، در باغچه خانه قدم میزند. همسایه، بیاعتنای به او، دانههای تازه کاشته را آب میدهد. تو آرام و عاشقانه، لبخند میزنی.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.